352 - تاریخ: 1403/6/5 ساعت: 15:28
دقیقا ۲۳ روزه که من در وطن جدیدم هستم. همه چی زیباتر و شیرین تر از چیزیه که فکر میکردم. دلم برای کسی یا چیزی تنگ نشده. جز گاهی برای همسرم. اونم شاید از فشار تنهاییه. چون هیچوقت تنها نبودم. حداقل بیست ساله که در هیچ دوره ای تنها نبودم. قوی و محکم وایسادم. البته که هنوز به سنگ بزرگی برنخوردم تا ببینم ...
350 - تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 18:17
دوری و غربت حس عجیبیه. هم اونی که میره هم اونی که میمونه چیزی رو تجربه میکنن که برای خیلیا قابل درک نیست. که از درد و رنجت هیچوقت به همدمت نمیگی تا نرنجه. یا روزای ناخوشی سراغشو نمیگیری که نگران نشه.نمیدونم این روزای آخر سِر شدم یا هوش و حواسمو از دست دادم یا چی. اینقدر که عزیزانم از رفتنم غمگینن من...
351 - تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 18:17
نفهمیدم از کی شروع شد و هرسال دوروبرم خلوت تر شد. آدمای اطرافم کمتر و کمرنگتر شدن. از دوستام خونوادم همخوابگاهیام هم کلاسیام همکارام همسایه هام یکی یکی از همه کندم. حالا هم از همسرم. یه جوری شده حالا که وقت کوچ رسیده میبینم جای خالی کسی قرار نیست اذیتم کنه چون اصلا کسی نبوده که جاش بخاد خالی بشه. یه...
349 - تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 19:41
تصاویر شیکاگو رو برای اولین بار به مامانم نشون دادم. گفتم ببین دارم میرم اینجا. اولین عکس العملش این بود که گفت آدم میترسه! خواستم بگم اره مامان منم میترسم. ولی گفتم نه بابا قشنگ و هیجان انگیزه اتفاقا. این شروع ادای آدمای قوی رو درآوردن برای من بود. بخاطر خونوادم و بچه هام. Adblock test (Why?)
348 - تاریخ: 1402/12/16 ساعت: 0:50
پریروز که آفیسر گفت ویزا شدی گریه ام گرفت. همه فکر کردن اشک شوقه. اما برای من شروع آشوب بود.چقدر آینده مبهمه. نمیدونم دووم میارم یا میشکنم.خوشحال نیستم. کاش خدا اگه هست، یه دستی برسونه و ویزای علی رو هم بده. Adblock test (Why?)
347 - تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 14:28
روزای سختی رو میگذرونم. الکی گریه ام میگیره. نمیدونم از ترس آینده ی مبهمه در امریکاست یا از غم شکست در کانادا. سر یه دوراهی سخت موندم که بین آینده بچه هام و بودن کنار همسرم باید یکی رو انتخاب کنم. میترسم که برم و پشیمون بشم یا نرم و پشیمون بشم. نمیدونم می ارزه از همسرم دور بمونم تا آینده بچه هامو بس...
346 - تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 16:52
در بلاتکلیف ترین حالت زندگیم به سر میبرم. در آستانه مهاجرتی که اصلا مشخص نیست به کجاست و حتی مشخص نیست انجام میشه یانه. خیلی از خودم راضی هستم که دوباره ورزش رو شروع کردم. فقط وقتی عکسامو میبینم میفهمم که دارم پیر میشم. دلم میخاد آرومتر باشم و کمتر حرف بزنم. Adblock test (Why?)
343 - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:28
موجهای نزدیک ساحل کوچیک هستن. جلوتر که میری تلاطم بیشتر میشه. شاید انتظار برای رسیدن دوباره روزهای آروم گذشته، بیهوده باشه. نمیدونم بالاخره اون وسطای اقیانوس یه جایی دریا آرومه یانه. Adblock test (Why?)
344 - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:28
در بچگی بی اختیار و اجباری دیندار بودم. بعد رفتم دنبالش و آگاهانه دیندار شدم. کم کم دیدم دین بیخوده فقط باید به یه چیزی چنگ زد. شده به گاو در هندوستان یا به خدای نامرئی در ایران. فکر میکردم آدمایی که به هیچی اعتقاد ندارن خطرناکن. حالا فهمیدم بی آزارترین آدمها همونایی هستن که به هیچی اعتقاد ندارن. Ad...
345 با همه دوستی کنید - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 1:28
هرچقدر تو زندگیت دشمن بیشتری داشته باشی خودت بدبخت تری چون انرژیهای منفیش به خودت برمیگرده. اگر یه نفر اذیتت میکنه میتونی بذاریش کنار. نباید باهاش درگیر بشی. نتیجه این درگیری هرچی هم که باشه از روح و روان تو میکَنه و میبَره. Adblock test (Why?)
342 - تاریخ: 1401/11/15 ساعت: 20:28
اوضاع سیاسی ریخته به هم. با اینکه پنج ماه میگذره اما هنوزم شبها از فرط اضطراب خوابم نمیبره. تا گوشیو میذارم کنار فکر میکنم خبری شده باز روشن میکنم میچرخم توش. اونقدری که تا چندماه پیش اشتیاق برای مهاجرت داشتم دیگه ندارم. فکر میکنم هنوز امیدی هست و باید بمونم و بسازم. "امید" همون چیزیه که این روزا با...
341 - تاریخ: 1401/7/27 ساعت: 12:06
من، سحر خانوم، معتاد به نوشتن هستم. نوشته هامو جدی نگیرید."ببين،هميشه خراشی است روی صورت احساس.هميشه چيزی،انگار هوشياری خواب،به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت و روی شانه ما دست می گذارد و ما حرارت انگشت های روشن او رابسان سم گوارايی كنار حادثه سر می كشيم." Adblock test (Why?)
338 - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 23:06
منتظرم بچه هام بزرگتر بشن سرم خلوت بشه تا به خودم برگردم. امیدوارم قبل از مرگم چنین فرصتی داشته باشم. برای پیاده روی های طولانی و تنها. برای ساز زدن. خوندن و نوشتن های هر روزه. سیگار و سفرهای بی برنامه. برای موی کوتاه و تماشای آسمون. باید به خودم برگردم. Adblock test (Why?)
339 - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 23:06
مقصر پدر و مادرم هستن. نذاشتن با کسی ازدواج کنم که دوسش دارم و دوسم داره. نمیگم عشق همه چیو حل میکنه. اما عشق و محبت گذشتن از مشکلات رو راحت تر میکنه. کافی نیست اما لازمه. یک عمر در حسرت میمونم. از من که گذشت. اما به پسرام یاد میدم که اولویت اصلی توی زندگی عشق و علاقه است. Adblock test (Why?)
340 - تاریخ: 1401/2/8 ساعت: 23:06
گرچه که زندگی من پر از تحولات بزرگ بوده اما این بار اگر بشه و بتونیم مهاجرت کنیم قطعا بزرگترین تحول خواهد بود.این روزا همش به عدد ۴۰ فکر میکنم و ازش میترسم. دلم میخاد جوون بمونم. اما گریزی نیست. Adblock test (Why?)
335 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 18:21
من، سحر خانوم، معتاد به نوشتن هستم. نوشته هامو جدی نگیرید."ببين،هميشه خراشی است روی صورت احساس.هميشه چيزی،انگار هوشياری خواب،به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت و روی شانه ما دست می گذارد و ما حرارت انگشت های روشن او رابسان سم گوارايی كنار حادثه سر می كشيم." Let's block ads! (Why?)
336 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 18:21
امشب با یه دوست قدیمی حرف زدم و از خاطرات پونزده سال پیش گفتیم. از ۲۰سالگی و شوروشوقمون. چه حس خوبی دارم به روزایی که اصفهان بودم. اما حس خوبی ندارم به روزایی که تهران بودم. نمیدونم چرا. حالا ۴ساله که
337 - تاریخ: 1399/10/16 ساعت: 18:21
پسفردا برای تولد برادرزاده ام روشنا میرم ساری و بسیااااار ذوق دارم براش. الان که دوتا نوشته قبلیمو خوندم فوری این اومد تو ذهنم: زندگی بالا و پایین داره.  Let's block ads! (Why?)
331 - تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 8:46
نمیدونم چرا باورم نمیشه که یه بچه جدید قراره بیاد توی زندگیمون. یه جوریه انگار دور از ذهنه. امروز کاموا خریدم براش شال و کلاه ببافم. اولین خریدم براش بود. برای انسانی که هنوز وارد این دنیا نشده. نمیدونم چه شکلیه و قراره چه اخلاقی داشته باشه و چجوری زندگی کنه. حتی اسم هم نداره هنوز. نمیدونم واقعا به ...
332 - تاریخ: 1398/11/4 ساعت: 8:46
هیچکی خبر نداره من اینجا مینویسم. تازه اگر بدونن و منو بشناسن هم پسوردمو که ندارن. یعنی من بمیرم اینجا متروکه میشه. ولی خبر مرگی نمیشنوین. یه مدت دیدین نمینویسم بدونین مردم پس.

برچسب‌های مرتبط

297 area code | 297 mm to inches | 302 area code | 302 engine | 302 redirect | 302 firing order | 302 crate engine | 304 area code | 304 stainless steel | 304 error